#غم_نبودنت_پارت_279
سرم و انداختم پایین و خودمو مشغول چایی خوردن کردم.
سکوت بود و حضور ما دونفر که انگار بود و نبودمون خیلی مهم نبود..
امیر علی_خسته شدی..
نگاهش نکردم.کاشکی بغضمو از تو صدام نفهمه..
_عادت میکنم..
لیوان چای و گذاشت رو میز.
امیر علی_نمیخوام عادت کنی.
بازم نگاهش نکردم.گذاشتم حرفاش و بزنه..میدونستم زل بزنم بهش حرفاشو میخوره..
امیر علی_نمیخوام اذیتت کنم غزل..فقط..بهم مهلت بده.
اینبار نگاهش کردم..چرا هیچ وقت نمیتونم از امیر عصبانی باشم..چرا اوج عصبانیتم از امیر فقط چند لحظه است؟چرا دو کلمه که باهام حرف بزنه همه چی سریع یادم میره؟
_درک میکنم.
امیر علی_دوست ندارم اینجوری باشی..ساکت..گرفته.تو این شکلی نبودی..من نمیخوام با کارامو رفتارام تورو منزوی کنم.فقط..فکر میکنم اینجوری..میشه این زندگیو..
سرم و تکون دادم.
_متوجه منظورت میشم..
امیر علی با لحن ارومی گفت_نیستی..متوجه نیستی.چون مرد نیستی.
گوشیش زنگ خورد..با اخم قطعش کرد و بلند شد که بره سمت تراس.
و من بازم به این فکر کردم که انگار این مزاحما نمیخوان مارو راحت بذارن..
_امیر..؟
برنگشت..همونجوری ایستاد و سرش و کج کرد.
_این کیه که بهت زنگ میزنه..با اخم قطعش میکنی و بعد جوابش میدی؟یه بار هم قبلا پرسیدم ولی جوابی بهم ندادی..
بازم برنگشت..فقط دستش و مشت کرد و گفت_کسی نیست..مزاحمه.
***
امیر علی...
در تراس و بستم و گوشی و گذاشتم کنار گوشم.
_واسه چی زنگ میزنی؟حرفات تکرایه..ببین من اگه عصبانی بشم کاری میکنم که واست بد تموم بشه..حواست که هست؟واسه من گریه نکن..اینم بدون..تو دنیا فقط دونفرن که گریه هاشون رو من تاثیر داره..اول مادرم بعدم زنم..و صددرصد تو جز این دونفر نیستی دخترجون..
گوشی و قطع کردم.کلافم..خیلی کلافه.خسته و عصبیم.
امروز هیچ بحثی تو خونه نبود ولی نگاه گرفته غزل اتیشم زد.اینکه هیچ اعتراضی نمیکنه و انقد درک میکنه حالمو خراب میکنه..نمیدونم چطوری باید حالشو خوب کنم..
هیچ وقت نمیخواستم همچین زندگی واسش بسازم..همچین روزایی که همش به دعوا و درگیری ختم میشه.
romangram.com | @romangram_com