#غم_نبودنت_پارت_273


شهرام داد میزد_دوسش دارم..عشقمه به توچه؟

امیر و جری تر کرد.مطمئنم خون جلو چشماشو گرفته بود..مشتش چنان نشست تو فک پسره که دیگه حرف نزد..

خدایا میدونستم این مزاحم تلفنیه بالاخره شر میشه..

در و همسایه ریخته بودن بیرون ولی مگه کسی از پس امیر علی برمیومد..

نشستم رو زمین و گریه میکردم..

بازم صدای ماشین اومد و اینبار فراز بود.ماشین و وسط خیابون ول کرد و دویید سمت امیر..جداشون کرد..یکیشونو میکشید اون یکی داد و بیداد میکرد.

دوسه تا از پسرای همسایه اومدن کمک.با دردسر جداشون کردن..شهرام صورتش خونی بود و امیر هم لبش پاره شده بود.

شهرام داد زد_ازت میگیرمش..مطمئن باش.

همین حرفش کافی بود تا امیر و عصبی کنه و بره سمتش که فراز سریع گرفتش.

پسرا شهرامو ردش کردن و لحظه اخر زل زد بهم و بی حرف راهشو کشید و رفت.

افسون ب*غ*لم کرد و توکا همسایه هارو رد کرد..صدای مردمو میشنیدم..دعوای ناموسی بوده..انگار طرف دوست پسر سابقش بوده..شوهره نکشتش خدا بهش رحم کرده..شانسو ببین چه پسرای خوشگلی هم تور کرده..

کاشکی تمومش کنن.

امیر کلافه بود..یقه بلوزش تا روی نافش باز بود و سینه عضلانیش افتاده بود بیرون..لبش خونی بود و دل من..خسته.

چشمش که به من افتاد فکش منقبض شد..

اومد بیاد سمتم که فراز سریع جلوشو گرفت و منم از ترس پشت افسون قایم شدم..

چشماشو بست و نفس عمیق کشید.

امیر علی_ولم کن فراز..ارومم.

فراز_کوتاه بیا پسر..تموم شد رفت.

امیر علی_چی چیو تموم شد.زن تو هم تو خیابون خفت میکردن به این راحتی تمومش میکردی؟

نگاهم کرد و گفت_غزل..بیا اینجا ببینم.

از ترس ریز ریز گریه میکردم..

فراز_امیر الان عصبانی هستی..بذار اروم شی بعد..

امیر علی_ولم کن فراز..

افسون_امیر تروخدا..نمیبینی چقد ترسیده؟

امیر علی_کاریش ندارم..

و داد زد_میگم کاریش ندارم.

فراز با تردید رفت کنار.امیر اومد جلو.افسون جلو روم ایستاد.

افسون_امیر بخدا..

romangram.com | @romangram_com