#غم_نبودنت_پارت_270
امیر علی_خوبی؟
سرمو اروم تکون دادم.
امیر علی_خیلی وقته بیداری؟
بازم سرمو تکون دادم.
امیر علی_زبونتو کی خورده؟
خنده پرنازی کردمو گفتم_اقا موشه..
دستش و انداخت دور شکمم و منو کشید تو ب*غ*لشو گفت_اقا موشه غلط کرد زبون زن منو خورده..
_ا..اقا موشه خود تویی دیوونه.
صورتمو قاب کرد و زل زد تو چشمام..خیره خیره.انگار حواسش پرت شده بود.
امیر علی_چکار میکنه چشمات با من؟چکار میکنی که گاهی میتونی چنان ارومم کنی که از کل دنیا غافل بشم و گاهی چنان عصبی که میتونم کل دنیارو به اتیش بکشم..
گردنشو ب*و*سیدم و خودمو قایم کردم تو حجم تن مرد زندگیم..
_امیر..
امیر علی_جانم؟
_لوسم کن..
خندید و منو بیشتر به خودش چسبوند و گفت_دیوونه..بیشتر از این.
سرم و اروم تکون دادم.
امیر علی_قربونت برم خوبه؟
سرمو به معنی نه تکون دادم.
امیر علی_نازت کنم خوبه؟
بازم نه..
امیر علی_فدات بشم چی؟
نچ..
امیر علی_دورت بگردم؟
خدانکنه..
امیر علی_پس چکار کنم؟
سرمو گرفتم بالا.زل زدم تو چشمام و کل حس و نازم و منتقل کردم تو قهوه ای چشماش..
_بگو دوستم داری..
مهربون خندید و گفت_همین..؟خنگ خدا دوستت دارم واسه یه لحظه امه..شاید بشه گفت..دیوونتم.
romangram.com | @romangram_com