#غم_نبودنت_پارت_260


داد زدم_من دروغ نگفتم.

داد زد_گفتی..همه زندگیمون شده دروغ..د اخه لامصب چیو باور کنم.قسم حضرت عباس یا دم خروس؟میگی دوسش نداشتم فراموشش کردم.اونوقت تو خونه من نشستی با خاطرات اون واسه خاطر اون گریه میکنی؟این حقه؟

انقد داد زده بود صداش خش دار شده بود.

سرم و انداختم پایین.اروم اروم اشک میریختم.چه مرگمه خدا؟یه کتاب بود دیگه؟فوقش میرم یکی مثلش میخرم..

_سر من داد نزن.

امیر علی_داد میزنم..داد میزنم.کثافت تو هنوزم دوسش داری..

_اره..دوسش داشتم.راحت شدی..

به ثانیه نکشید سیلیش چنان نشست رو صورتم که برق از سرم پرید.





موهام پخش شده بود تو صورتم.اروم برگشتم سمتش.با نفرت نگاهم میکرد.

گونم میسوخت.بغض داشتم.

حس کردم خسته است.بریده..مثل من.منم خسته شدم.کم اوردم.شاید نباید این حرف و میزدم.از دوست داشتن ولی گاهی چنان خسته ای و زندگی بهت فشار میاره که از پا در میای.حال بدی داری.دوست داری لج کنی با خودت با طرفت با زندگیت.

یه قدم رفت عقب.نگاهش..دلم و به درد اورد.نشست رو مبل.

موهاشو چنگ زد.

_همیشه زود قضاوت کردی..

تکیه دادم به دیوار.

_چه چهار سال پیش که بدون اینکه بپرسی چرا ول کردی رفتی..چه الان که..

امیر علی_خفه شو غزل.

داد زدم_خفه نمیشم..د اخه لعنتی چرا نمیفهمی؟منم اندازه ای دارم منم خسته میشم کم میارم.

تا کی میخوای به این بازی ادامه بدی؟هر روز شک هر روز بد بینی هر روز در گیری.یواشکی میای که مثلا ببینی دارم چه غلطی میکنم یا چی..فکر میکنی پسر اوردم خونه؟؟

تا اینو گفتم یه دفعه سرش و اورد بالا و بلند شد بیاد سمتم که سریع پریدم پشت مبل.

_چیه؟چرا عصبانی میشی؟چرا به حرفام گوش نمیکنی؟

امیر علی_غزل گفتم خفه شو..چیزی که نباید و گفتی.

برگشت و با صدای ارومتری گفت_دیگه واقعا نمیدونم چیو باید باور کنم.

_حرف منو باور کن.

عصبی بود.کلافه بود.

امیر علی_دهنتو میبندی یا نه؟نمیخوام صدات و بشنوم.

romangram.com | @romangram_com