#غم_نبودنت_پارت_249


امیر علی_قطع میکنی که شعراشو شنیدی و عزیزم و عشقم گفتناش یادت مونده؟اره؟

چنان دادی زد که چشمامو بستم.

از صدای نفساش میترسیدم..نمیدونست چکار کنه و چطور خودش و خالی کنه..هجوم برد سمت گلدون شیشه ای رو میز .برش داشت..یه نعره بلند زد و گلدونو کوبید تو دیوار.

از ترس جیغ کشیدم و نشستم و دستامو گذاشتم رو سرم و منم جیغ کشیدم..

امیر علی_بهت میگم کیه این عوضی بی ناموس..غزل من اعصاب ندارم..این خونه انقد بی صاحاب شده که هر کی هر غلطی دلش بخواد بکنه؟

رفت سمت گوشی تلفن..گوشی بی سیمو برداشت و گفت_شمارش کدومه؟بیا اینجا ببینم..

از ترس ریز ریز گریه میکردم.بلند شدم ایستادم ولی پاهام سست بودن.

_امیر بخدا نمیدونم..هر دفعه با یه شماره زنگ میزنه.من اصلا توجهی به شمارش نمیکنم..

امیر علی_اره چون همه توجهت به حرفاش و شعراشه دیگه..میگم کدومه شمارش؟

با گریه گفتم_امیر بخدا نمیدونم..

داد زد_به من دروغ نگو..عوضی به من بی شرف دروغ نگو..

تلفن و گوشیشو از جا کند و کوبیدش رو زمین..تلفن هزار تیکه شد و یه تیکش پرت شد کنار صورتم.

امیر علی_خسته شدم خدا..خستم.چرا تمومش نمیکنی دیگه؟اینو رد میکنم یکی دیگه میاری واسم؟یه درد دیگه..ندیدی اون چهار سال چی کشیدم؟میذاشتی یکم سرپاشم بعد شروع میکردی..هر دفعه یه درد انداختی تو جونم..نمیکشم دیگه..

تنش میلرزید.صورتش کبود شده بود.صداش دورگه و خش دار بود بسکه داد میزد.

نمیدونستم چکار کنم.از ترس فکرم کار نمیکرد.انقد ترسناک و عصبی بود که گفتم الان یه بلایی سر خودش میاره.

دستش رفت سمت شیرینی خوریه کریستال روی گل میز کا سریع پریدم سمتش.دستاشو محکم گرفتمو خودم و انداختم تو ب*غ*لش..

دستامو دور کمرش حلقه کردم.سرم و چسبوندم به سینش و گریه کردم.ترسیده بودم..کاشکی بفهمه بدجور ترسیدم و تمومش کنه..

میلرزید..امیر من از زور عصبانیت میلرزید..اومدم تو زندگیش ارومش کنم دارم خراب تر میکنم همه چیو..

_امیر تروخدا..جون من..مرگ غزل اروم باش.غلط کردم..به خدا غلط کردم فقط اروم بگیر..

شاید پنج دقیقه تو آ*غ*و*شش بودم..ارومتر شده بود ولی هنوزم نفساش تند بودن.لرزش تنش کمتر شده بود.

دستمو از دور کمرش باز کرد.هولم داد عقب و با شتاب از خونه زد بیرون.

با رفتنش زانوهام تا شدن.سرم و گذاشتم رو زمین و از ته دل واسه غم دل امیر زار زدم..

اینبار گریه هام نه واسه خاطر خودم..بلکه واسه خاطر دل بیقرار شوهرم بود..





هیس..

صدای هق هق می اید..

به گمانم باز کسی قول ماندن داده بود..

romangram.com | @romangram_com