#غم_نبودنت_پارت_237
اروم لبهامو چسبوندم روی سفیدی لباسش و با وجود یه حفاظ پارچه ای..ب*و*سه زدم جایی و که با عشق پذیرای مشتای دخرونم بود..ب*و*سه زدم سینه فراخ و مردونشو..ریز و اروم..پر از عشق..پر از خواستن و محبت.
سرم و گذاشتم رو سینش..صدای طپش های نامنظم قلبش ارومم نمیکرد..همیشه اروم میشم ولی الان پر از هیجانم..
سرش و گذاشت رو موهام و نفس گرفت..مثل یه بی نفس ..عمیق نفس گرفت.
امیر علی_ارومم غزل..تو بگو چرا؟چرا من فقط با تو ارومم؟چرا فقط وقتی پیش تو و تو کنارمی من ارومم.
ادم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه..
دیگه اون حس رو با یکی دیگه محاله تجربه کنه..
بعضی حس ها..خالص و ناب اند..مثل بعضی ادما..
امیر مچ دستمو گرفت.اورد بالا و روشونو ب*و*سه زد..با چشم بسته روی حلقمو ب*و*سید.
چقد یه نفر میتونه با یه حرف یه نگاه یه جمله جوری ارومت کنه که انگار هیچ غمی تو دنیا نداری..
امیر علی_غزل فکر کنم گند زدی به لباسم..
با تعجب نگاهش کردم..سریع سرم و اوردم پایین..اخ..
روی لباسش جای لبم بود..لبای کوچیک و پرتقالی..
یه دفعه بلند زد زیر خنده..
_وای امیر نخند..نگاه چی شد لباست..
امیر علی_فکر کن این شکلی میرفتم جلو روی بابات..از پا دارم میزد..
خندیدمو گفتم_درش بیار..اصلا حواسم نبود..تقصیر تو که یهو یه چیزایی ه*و*س میکنی..
لپمو کشید و گفت_مدرک جرم ماله تو..تقصیر منه؟
با یه حرکت تی شرتش و از تنش دراورد..رفتم و از تو کمد واسش یه تی شرت همون شکلی ولی طوسی دراوردم..از پشت ب*غ*لم کرد..روی لاله گوشمو ب*و*سید و گفت_امشب باید بهت خوش بگذره..
برگشتم و با لبخند جوابشو دادم..
سینی شربت های پرتقال و البالو رو گرفتم جلوی فراز.
با لبخند گل و گشادی یه لیوان اب پرتقال برداشت و گفت_به به..شربتای غزل خانم خوردن داره..بسکه این دختر کدبانو..
بعد اروم جوری که فقط خودم بشنوم گفت_خوبه جلو شوهرت واست ابرو داری کردم..طفلی که نمیدونم قبلا از این غلطا نمی کردی..
romangram.com | @romangram_com