#غم_نبودنت_پارت_215
_این همه محبت و کجا قایم کرده بودی تا الان..؟
خندید..خندیدم..دست انداخت زیر پاهامو بلندم کرد..
کنار گوشش در حالیکه دستامو دور گردنش حلقه کرده بودم گفتم_دوستت دارم مرد بداخلاق من..
گودی گردنمو ب*و*سید..بردم تو اتاق و با پاش در و بست...
فکر کنم سه ربعی چرت زدم..چشم که باز کردم امیر کنارم خوابیده بود.یه دستش زیر سرش بود و اون یکی ولو شده بود یه وری..
با لبخند چشمامو زومش کرده بود.چقد دلم واسه این پسر میزنه..چقد می خوامش..چرا انقد واسم عزیز شده که حاضرم واسه داشتنش بودنش نگه داشتنش همه کاری بکنم..
نگاهم به چشمای تخس و شیطونش بود که تو خواب هم همون حالت خودشو حفظ کرده بود..فقط خدا میدونست که این پسر چقد منو حرص داده تا الان..ولی بازم فقط همون خدا میدونه که من دیوونه همون چشمای تخس و شیطونم..
خوبم..حالم خیلی خوبه.شوهرم امیرم مردی که سالها واسه رسیدن بهش صبر کردم الان اینجا و کنار من با ارامش خوابیده و نفسای اروم و منظمش شده قشنگ ترین بهونه زندگیم..
گاهی با خودم میگم یعنی عزیز تر از امیر علی هم کسی واسه من هست؟
هیچ وقت هیچ کس نمی تونه واسم مهم تر از امیر باشه..هیچ وقت.
نیم ساعتی میشد که زل زده بودم بهش.خسته شدم کاشکی بیدار شه.
رفتم نزدیکتر و دستمو زدم زیر چونمو با چشمای بسته زل زدم بهش.بو کشیدم عطر تنشو..اووم..خودشه..بوی عطرش و عطر تنش هواییم میکنه..دستمو کشیدم رو سینش..اروم حرکتش دادم.
تکونای نرم دستم رو سینش حالت شیطنت داشت..اه..بیدار شو دیگه خواب الو..
حرکت دستم تبدیل شد به حرکت سرانگشتم روی خط پهلوهاش.حس کردم تکون خورد..خنده اومد رو لبم..بیدار شو پسر..
بلند شدم نشستم..امتداد موهای بلندممیخورد به تنش..روی سینششکلای نامفهوم کشیدم.حس کردم خندید.
امیر علی_نکن.
بی صدا خندیدم..
روی سینش با انگشتم نوشتم_امیر علی..
امیر علی با خنده گفتم_بله؟
زدم زیر خنده..با صدای بلند..
چشماشو باز کرد و با لبای کش اومده گفت_چی میخوای؟
سعی کردم چشمامو مثل گربه های اشرافی کنم..یه پیشی مظلوم و ملوس..
_ب*غ*ل..
ابوهاش شیطونی رفتن بالا.یه دفعه اخم کرد و گفت_حوصلتو ندارم غزل..
متعجب نگاهش کردم.
امیر علی_چیه؟خستم.بگیر بخواب.
romangram.com | @romangram_com