#غم_نبودنت_پارت_214
اولش با لبخند نگاه به اون جعبه م*س*تطیل شکل انداختم..ولی اگه مال منه..پس چرا بهم ندادش؟
دستم لرزید..حتی جرات نداشتم ببینم توش چیه؟من میترسیدم..از اینکه مال من نباشه.
اه خفه شو غزل..نمیبینیش..رفتاراشو..محب تاشو..نکنه..بخواد ازم دل بکنه..خسته نشده باشه..
امیر علی_رفتی گوشی بیاری یا بسازی..؟
صداش از پشت سرم بود ولی من نه نگاهم از اون جعبه گرفتم نه تونستم تکونی به خودم بدم..
نفسای داغش حضور گرمش سایه انداختن تن مردونه اش رو کنارم حس کردم..
نمیتونستم تکون بخورم..
امیر علی_به من شک کردی خانم؟
نا خواسته یه قطره اشک از چشمم چکید..
صداش اروم و دل نواز بود.
امیر علی_به من که جون میدم برات..؟
چشمامو بستم..
امیر علی_تویی که حاضرم واسه نگه داشتنت همه زندگیمو به حراج بذارم..
کنترل قلبم دست خودم نبود..تند و گرم..
دستاشو روی شکمم احساس کردم و صدای گرم و گیراشو کنار گوشم..
امیر علی_چکار کردی با من که هیچ دختری جز تو به چشمم نمیاد..؟
برگشتم سمتش..با سرعت نور..زل زدم تو چشماش..
بغض داشتم..ولی نه از غم و غصه..از شادی داشتن امیر..
_الان که هستی میفهمم خوشبختی یعنی چی..
اشک چکیدمو با سر انگشتش گرفت..سرمو گذاشتم رو سینش.خدایا من دوسش دارم..من این مرد خوش اخلاق دیروز و بداخلاق امروزو دوست دارم.بهت گفته بودم خدا؟که از ته دل میخوامش..که پای همه چیش وایسادم..؟
و یه چیزی ته دلم تکون خورد و یه صدایی تو سرم اکو شد..پای همه چی..؟مطمئنی؟
جعبه رو از دستم کشید..همونجور که تو ب*غ*لش بودم سردی یه جسم فلزی و دور گردنم حس کردم و ب*و*سه ای داغ و اروم کنارش..
سرم و از رو سینش برداشتم و نگاهم افتاد به برق گردنبند طلا سفید کوتاهی با یه پلاک مربع شکل..دور تا دور مربع پر از نگینای براق بود.
ولی قشنگی اون پلاک به طرح داخلش بود..اسم غزل و امیر علی به هم پیچیده بود و یه مدل خیلی قشنگ درست کرده بود.
امیر علی_به جای اونیکی که..
دست کشید تو موهاش و گفت_دیگه فقط اینو بنداز گردنت..
مهربونترین لحن و نگاهمو پاشیدم تو صورتش..
romangram.com | @romangram_com