#گریان_تر_از_گریان_پارت_304
.
به تصویر خودم داخل اینه نگاهی انداختم.
همون لباس صدفی که با النا از کانادا خریده بودم تنم کردم(توصیف لباس صفحه ی97).با یه ساق مشکی با وجود اینکه قدش خوب بودولی از روزی که به خدا قول دادم یادشو فراموش نکنم تصمیم گرفتم کمی بیشتر نسبت به پوششم حساس باشم.ولی وجدانی لباسش با ساق خیلی خوشگل تر شده بود.
همه ی موهامو بالای سرم جمع کرده بودم از پشت به حالت قشنگی روی شونه هام ریخته بودن.
فرشون حسابی ناز بود.جلوشم به حالت عروسکی به یه سمت کج کردم و یه گیره ی کوچیک قرمز بهشو زدم تا توی صورتم نریزن.
یه کوچولوسایه ی ابی تیره پشت چشام زدم و مداد صدفیم زیر چشم کشیدم.ارایشم با کشیدن رژلب کالباسی به ل*ب*ا*م به اتمام رسید.
سرویس طلاسفید پروانمو گردنم انداختم و کفشای مشکی مخمل بدون پاشنمم به پا کردم.
romangram.com | @romangram_com