#گریان_تر_از_گریان_پارت_292


- باشه هرجور راحتین ولی با من درتماس باشین.

بعد از خداحافظی از جام بلند شدم و یه دوش کوتاه گرفتم.تازه مشکل از اونجایی شروع میشد که چه لباسی بپوشم.....درکمدمو باز کردم یه مدت کوتاه به لباسا خیره شدم.

باوجود این هوای سرد که نمیشد مانتو پوشید برای همین ترجیح دادم از بین پالتوهام یکیو انتخاب کنم.

.

توی اینه به خودم نگاهی انداختم...یه پالتوی پوست پیازی که دور یقش از خز های ترکیبیه نسکافه ای و پوست پیازی پوشیده شده بود شلوار جین مشکی به همراه چکمه های مشکی برای اولین بار یه گیره ی ساده به موهام زدم شال بافت شکلاتیمو سرم کردم....یه رژ نارنجی هم به ل*ب*ا*م زدم و بعد از کشیدن یه مداد چشم کیف دستی و سوئیچو برداشتم و راه افتادم...

.

بعد از پارک ماشین پیاده شدم باچشم دنبال ماشینش گشتم ولی پیداش نکردم.همونجا کنارماشینم یه یک ربعی منتظرش شدم تو دلم هزار بار خودمو لعنت کردم چه دلیلی داشت وقتی قرار بود دوتایی با هم به اینجا بیایم من باماشین شخصی بیام.


romangram.com | @romangram_com