#گریان_تر_از_گریان_پارت_289

کامران داشت با بدجنسی و حالتی که بخوبی میشد تشخیص داد داره از خنده منفجر میشه نگاهمون میکرد...قبل از اینکه هومن حرفی بزنه کامران پیشدستی کرد و گفت:راستشو بگین داشتین چی میگفتین؟حسابی فضای بینتون شاعرانه و عاشقانه بودها؟؟؟؟

ادامه ی حرفش با اثابت یه گلوله ی بزرگ از طرف هومن به سمتش قطع شد و به این ترتیب جنگ بینشون اغاز شدخنده ی روی ل*ب*م با برخورد یه گلوله ی برف توی صورتم خشک شد با بهت به سمت کسی که این کارو کرده بود برگشتم کامران با خنده گفت:نمیخوای همراهیمون کنی؟

بدمم نمیومد کمی برف بازی کنم با میل رفتم پایین یه گلوله برفی بزرگ ساختم گاهی منو هومن با هم توی یه گروه بودیم گاهیم با کامران بودم در اخر کامران با خنده گفت:هستی خانوم بیا سمت من به نفعته.با کامران با هم برعلیه هومن شورش کردیم طوریکه پالتوی مشکی هومن به سفیدی میزد صدای خنده هامون تنها صدایی بود که سکوت باغو برهم میزد.بعد از چند دقیقه بازی هومن به سمت پله ها رفت و با صدای بلندی گفت:اقا من دیگه نیستم...ورفت داخل.

هیجانم فروکش کرده بود خواستم برم داخل که با صدای کامران به خودم اومدم:نظرت چیه برای تنبیه اون یه ادم برفی درست کنیم و باهاش عکس بگیریم وقتی جاش توی عکس خالی باشه بعده ها خیلی پشیمون میشه....خواستم مخالفت کنم که کامران دست به کار شد روم نمیشد بگم دیگه حوصله ای ندارم به ناچار همراهیش کردم....تقریبا بدن ادم برفی بزرگمون کامل شده بود که یه گلوله برفی محکم خورد پشت سر کامران...کامران فکر کرد منم و برگشت با تعجب بهم خیره شد اما وقتی دید من سرگرم درست کردن سرادم برفیم برگشتیم و باهم به پشت سرمن نگاه کردیم.

از چیزی که میدیدم تعجب کردم این داداش طاها بودکه کامرانو نشونه گرفته بود با خنده ضربه ای به پشت هومن زد و رو به ما گفت:اگه راست میگین حالا بیاین برف بازی.

هومن:به خیال خودتون فکر کردین رفتم که برنگردم...به حالت خنده داری ادامه داد:نخیـــر رفتم که بایار برگردم نامردی بود شما دوتا من یکی...کامران با حالت خنده داری گفت:من که دیگه خسته شدم دارم میرم داخل شما

خودتون بازی کنین....روبه من ادامه داد:به نفعتونه هستی خانوم شماهم بیاین داخل ما دوتا نمیتونیم از پس این دوتا لندهور بربیایم.

این حرفش باعث شد که یه گلوله برفی بزرگ دیگه برای دومین بار به سمتش پرت بشه و بعد از اونم بازی برای بار دوم شروع شد.

romangram.com | @romangram_com