#گریان_تر_از_گریان_پارت_272


همونجا روی زمین سرخوردم با صدای بلند فریاد زدم:از همتون متنفرم از این زندگی متنفرم چرا دست از سرم برنمیدارین بذارین زندگیمو بکنم بذارین با بدبختیام بسوزم و بسازم...مگه نمیبینین زندگی من طلسم شده همه دنیا و ادماش باهام لج کردن چرا شماهاهم خودتونو قاطی منو بدبختی پایان ناپذیرم میکنین...فریاد زدم:دست از سرم بردارین بذارین خودم با بدختیام،تنهائیام،بیکسیام بسوزم توروخدادست از سرم برداریم...دست از سرم بردارین.

هق میزدم و اشک میریختم زیر لب اروم گفتم:خدا لعنتت کنه ای دل که همیشه جایی میمونی که تعلقی بهش نداری

هنوز اینقدر بدبخت و حقیر نشدم که خودمو به کسی تحمیل کنم شاید عاشق باشم از شدت عشق دیوونه شده باشم اما اینقدرا پست نیستم که زندگیه یکی دیگه رو به خاطر خودم نابود کنم این عشق سه ماهه از همین امشب تا اخر عمر توی قلب من پنهان خواهد موند نمیذارم جایی درز پیدا کنه هنوزم که هنوزه معتقدم عشق با غرور قشنگه غرورت که از بین بره باید فاتحه ی عشقت رو هم بخونی همون بهتر که از همین الان این عشقو توی قلبم دفن کنم تا اینکه به خاطرش غرورمو خورد کنم میدونم یه عاشق واقعی غرورشو نادیده میگیره ولی اینم میدونم که اگه خودم با دستای خودم غرورمو نابود کنم به معنای واقعی خورد و له میشم و چیزی ازم باقی نمیمونه...

دستم همچنان روی صورتم بود در دل تاتونستم به خودم لعن فرستادم چطور تونستم توی صورت مارال نگاه کنم و اون حرفارو بهش بزنم واقعا چطور؟ نهایت قدرنشناسی و بیشعوریمو میرسونه حقش بود به جای یه سیلی دوتا بهم بزنه ولی اون بخشنده تر از این حرفاست.

دستمو روی قلبم گذاشتم مدتها بود مثل قبل اروم نبود اینروزا دائما در تکاپو و جستجوی یه صدا نگاه و بوی اشناست ولی خبر نداره که هیچوقت نمیتونه اون صدا و نگاهو متعلق به خودش کنه هیچوقت.

صدای درو شنیدم و بعد از اون صدای داداشو::هستی دروباز کن کارت دارم.

_لطفا تنهام بذار داداش الان اصلا حالم خوب نیست...


romangram.com | @romangram_com