#گریان_تر_از_گریان_پارت_262
از ایران رفتم تا خودمو بسازم رفتم تا با کسی که وجودمو باهاش تقسیم کرده بودم شادباشم ولی تنها برگشتم راسته که میگن گاهی اوقات ادم تاوان دعاهای مستجاب شده ی خودشو میپردازه...
نمیدونم چرا دارم این حرفا رو به شما میزنم شاید چون مطمئنم هیچ زمان حرفایی که بهتون زدم جایی درز پیدا نمیکنه.اون روز کنار دریا من از گذشته ام براتون گفتم راستش اولش میترسیدم دست بذارین روی نقطه ضعفام ولی دیدم اصلا این کارو نکردین.در هر حال عذر میخوام که من برای فرار از تنهائیای خودم سرشما رو به درد میارم.
به سمتش برگشتم به روبه رو خیره شده بود و عجیب توی فکر فرو رفته بود با کمی تاخیر صداشو شنیدم که گفت:داستان زندگیتون همیشه برای من جالب بوده راستش شما اولین دختری هستین که کنارتون میشینم و به حرفاتون گوش میدم اونم نه به زور و اجبار بلکه با تمایل و رغبت خودم.
نمیدونم در ذهن شما چه تصوری از من وجود داره ولی به نظر من کمتر کسی پیدا میشه که با وجود این همه سختی اینطور محکم و جدی به زندگیش ادامه بده.من واقعا به خاطر این همه شجاعت بهتون تبریک میگم.
به سمتم برگشت و با لبخند گفت:الانم بلند شین بریم تا نوشین جون سردوتامونو قطع نکرده.
لبخندی زدم و از جام بلند شدم دوشادوش باهم برگشتیم پیش بقیه ولی وجدانی چه تفاوت عظیمی بود بین رفتنم و برگشتنم.
**********
romangram.com | @romangram_com