#گریان_تر_از_گریان_پارت_258
نوشین خانوم به جای اقا کامیار پاسخ داد:به جای این تعارفات بگو مارال کجاست؟_بفرمایید تا راهنماییتون کنم.
نوشین خانوم و اقاکامیار جلو راه افتادن منو هومن عقب.
هومن:تبریک میگم هستی خانوم جدی خاله شدن خیلی بهتون میاد.
_ممنون فکر میکنم عمو شدنم به شما خیلی بیاد...هرچند الان دیگه وقت باباشدنتونه.
واااااای خاک برسرم اصلا حواسم نبود چه حرفی زدم ها هومن در حالیکه سعی میکرد خندشو کنترل کنه سرشو تکون داد و بدون هیچ حرفی وارد اتاق شد.
.
ده دقیقه ای از اومدن نوشین خانومشون میگذره نوشین خانوم از اولی که اومده داره قربون صدقه ی بچه میشه باورم نمیشد هومن اینقدر به بچه علاقه داشته باشه وقتی دیدش اینقدر باذوق بهش خیره شد که گفتم بچه مال خودشه.
romangram.com | @romangram_com