#گریان_تر_از_گریان_پارت_249

پلکاشو بازو بسته کرد انگار میخواست با اینکارش بهم بگه نگران نباش ولی این تعبیر بچه گانه ی من بود.

با صدای نوشین خانوم به سمتش برگشتم.

_هستی جان عزیزم میگم تو هم از این حرفایی که هومن تحویل من میده تحویل مارال میدی.

قبل از اینکه من چیزی بگم مارال گفت:باز صدرحمت به اقاهومن هستی ما که میگه یه زن وقتی میتونه خودش از عهده ی کاراش بربیاد چه احتیاجی داره که خودشو توی دردسر زندگی متاهلی بندازه این اقاطاها هم که دائما بهش پروبال میده.

با صدای اقاکامیار همه سکوت کردن اقا کامیار با صدایی که ارامشش به هومنم ارث رسیده بود گفت:نسل جدید همه همینو میگن چون براین باورن که ازدواج یه مشکل به مشکلای دیگه اشون اضافه میکنه ولی اگه کمی به این مسئله فکر کنن که بدون ازدواج به هیچ عنوان به کمال انسانیت نمیرسن و ناقص میمونن طرز تفکرشون تغییر میکنه.

چه از لحاظ شرعی و چه از لحاظ روانشناسی مرد و زن هردو به هم نیازمندن و یک انسان وقتی به خوشختی مطلق میرسه که نیمه ی گمشده اشو پیدا کرده باشه..چند ثانیه ای سکوت در جمع برقرار شد تا اینکه این سکوت توسط هومن شکسته شد:البته پدرجون برخی از انسانها براین باورند که این نیمه ی گمشده میتونه همجنس خودشون باشه مثلا خواهرشون دوستشون دخترخالشــــون و خیلیای دیگه.

نگاهی به من کرد و ابرویی بالا انداخت بعدم با سرش به اقاکامیار اشاره کرد یعنی اینکه گوش کن تا روشن بشی.

اقاکامیار:اره چنین ادمائی هم وجود دارن ما در روانشناسی این ادما رو به دودسته تقسیم میکنیم دسته ی اول انسانهایی که خیلی اعتماد به نفسشون کم و پایینه و خودشونو قبول ندارن بنابراین خودشونو درمقابل جنس مخالف دست کم میگیرن و سعی میکنن با هم جنسای خودشون گرم بگیرن ولی گروه دوم کاملا برعکسن این گروه به خاطر غرورشون حاضر نیستن قبول کنن که به یه نفر متفاوت از خودشون دل ببندن ولی خب در هردو

romangram.com | @romangram_com