#گریان_تر_از_گریان_پارت_246


همه نشستیم نگاهی بهش انداختم یه تیشرت جذب ابی تیره به همراه شلوار لی تیره به تن داشت قربونش بشم همه رنگا بهش میاد.

با نگاهش غافلگیرم کرد نگاه خیره امو که روی خودش دید لبخند دلنشینی زد و سرش رو به طرف داداش برگردوند.

واااااای فکر کنم ضربان قلبم روی هزار میزنه اولین باری بود که وقتی نگاه خیره امو دید پوزخند نزد چه لبخندای شیرین و جذابی داره.

طی صحبتایی که با داداش میکرد متوجه شدم برای هماهنگی یه سری کار اومده.

من:اقا هومن نوشین جون خوبن؟؟؟؟

_والا نوشین جون که اینروزا از ده کلمه حرفش پنج تاش شمایین مثل اینکه خیلی مورد پسندشون واقع شدین.

_ایشون لطف دارن دلم خیلی براشون تنگ شده چرا خانواده رو همراه خودتون نیاوردین یه دیداری تازه کنیم.


romangram.com | @romangram_com