#گریان_تر_از_گریان_پارت_163
_به جای تعارف کردن بازش کن....لبخندی زدم و کادو رو باز کردم.با دیدن سرویس یاقوت داخلش که برقش چشامو میزد سرم رو بالااوردم لبخندی زدم و گفتم:خیلی قشنگه ممنون واقعا احتیاجی به این همه زحمتتون نبود.
_خواهش میکنم عزیزم ببخش ناقابله.
خواستم با صدای بلند از همه تشکر کنم که صدای بانفوذی که کنارم بود مانع شد.جعبه ای رو به سمتم گرفت و گفت:هستی خانوم جدا از هدیه مامان منم به جبران اتفاق دیروز این هدیه ناقابل رو براتون در نظر گرفتم.با تعجب جعبه رو از دستش گرفتم و بازش کردم.
با دیدن گوشی مارک داخلش باید بگم واقعا تعجب کردم یه گوشی خیلی ناز و خوش دست.
صدای مارال باعث شد چشم از گوشی بگیرم و به اون نگاه کنم.
مارال با خنده رو به من گفت:هستی تو که تا دیروز گوشی داشتی.
به جای من هومن به توضیح پرداخت همه چیزو البته با سانسور بعضی قسمتا تعریف کرد.
با اتمام توضیحش سرم رو به سمتش برگردوندم و گفتم:متشکرم نیازی به اینکارا نبود مقصر خودم بودم که گوشی از دستم افتاد نیازی نبود شما جبران کنین.
romangram.com | @romangram_com