#گریان_تر_از_گریان_پارت_162


صنم پشت چشمی نازک کرد و گفت:خیله خب فهمیدم تو اصلا الان تودلت غوغا نیست که مدل ماشینو بفهمی فقط برای اینکه میترسم از کنجکاوی بیهوش بشی میگم مدلش همونیه که همیشه دوست داشتی( Lexusال اف ای متالیک مشکی)

مهرداد:البته اینم اضافه کن که صنمم کم از هستی نداره تا از همه جای ماشین سردرنیاورد دست برنداشت به همین دلیل اگه الان تعداد سرعت موتورشم ازش بپرسی میتونه جواب بده.

مهرداد اینقدر بانمک جملشو به اتمام رسوند که یه بار دیگه همه زدن زیر خنده.

روبه داداش گفتم:ممنون داداش مثل همیشه انتخابتون عالی بود.داداش درجواب نگاه پرارامشی بهم انداخت و سرشو تکون داد.

به ترتیب همه هدایاشونو دادن تا اینکه نوبت به کادوی خانواده ی رضائی رسید.

نوشین خانوم جلو اومد ب*غ*لم کرد و گفت:تولدت مبارک عزیزم ولی خداییش اصلا بهت نمیاد بیست و چهارسالت باشه.

_متشکرم نظرلطفتونه اصلا احتیاجی به کادو نبود همینکه خودتونو توی زحمت انداختین برای من به اندازه ی یه دنیا ارزش داره.


romangram.com | @romangram_com