#گریان_تر_از_گریان_پارت_154


خونسردانه گفتم:هــــــــرگز.

همچین استینمو کشید که از روی زمین بلند شدم.توی چشام زل زد و گفت:حرفایی رو که میگم تکرار کن.....بگو،لجباز،خودخواه و مغرور خودمم..بگو من خیلی زشتم دلم واسه همسر ایندم میسوزه...ایکبیری و بدردنخورم یه بی فرهنگ به تمام معنا....البته هستی اتشینم اولش اضافه کن.

فقط با حرص بهش خیره شده بودم با خنده گفتم:ولم کن تا حرفایی که گفتی رو تکرار کنم.

یه پوزخند زد:هرچند که نیاز به عذرخواهی دختری مثل تو ندارم اما بازم باشه ولت میکنم.

به محض اینکه لباسمو ول کرد دوتا پا داشتم شش تا قرض گرفتم و الفرارصدای خنده هاشو میشنیدم در همون حین گفتم:تو خواب شبت ببینی...هستی از هیچکس عذرخواهی نمیکنه.

*****

از حمام اومدم بیرون شیده و صنم توی اتاق نبودن سروصدای زیادی از بیرون میومد میدونستم که امروز روز جشنه غافل از اینکه....


romangram.com | @romangram_com