#گریان_تر_از_گریان_پارت_152


ایول حدس میزدم بدرد اسکل بازی میخوری....از این بیشتر ازت انتظار نمیره.

اخم کردم انچنان که خندشو قورت داد:چرا سرصبحی مثل عزرائیل یهو پشت سرم ظاهر میشین؟

اصلا کی به شما اجازه داد توی تنهایی من پا بذارین؟میدونستیدمن ازآقایونی که خیلی زودصمیمی میشن متنفرم..

جای شمابودم اینقدرراحت خودمونی برخوردنمیکردم.

فقط سرشوتکون دادباخنده دوسه باردرحالی که میرفت عقب ازم فاصله میگرفت گفت:

دیوونه...دیوونه...دیوونه.

بهش دهن کجی کردم و صورتمو برگردوندم اهسته گفتم:وقتم با ارزشتر از اون چیزیه که بخوام با تو جروبحث کنم......صدایی نیومد با این تصور که رفته!!!


romangram.com | @romangram_com