#گریان_تر_از_گریان_پارت_128


صنم:باز تو دکتر بودنت گل کرد خیله خب اشکال نداره اخر هفته توی مهمونی باید از اول تا اخر برامون بر*ق*صی ببینم اونجا چه بهانه ای میاری...

به حالتی دور از کنترلم با صدای تقریبا بلند فریاد وار گفتم:واااااای یعنی واقعا قراره یه کوچولوی دیگه به جمعمون اضافه شه الهی خاله قربونش بره سیاه زشت کچل تپل...

صنم با تعجب گفت:اقا طاها این هستی رو به یه روانشناس نشون بدین به جون خودم این دیوونه است.

با حالت بامزه ای گفتم:ایش بی ادب خب خوشحال شدم دیگه.

_تو همه چیزت با دیگران فرق داره خوشحال شدنتم عجیب قریبه.

بی توجه به صنم از جام بلند شدم و به مارال و داداش تبریک گفتم.واقعا خوشحال شدم این بهترین خبری بود که توی این مدت شنیدم و تاثیر مثبتی توی روحیم داشت.

.


romangram.com | @romangram_com