#گریان_تر_از_گریان_پارت_126


دستشو فشردم به اسمون خیره شدم و گفتم:توزندگی برای بعضی ها از یک روز از یک جا از یک نفر به بعد دیگه هیچ چیز مثل قبل نیست!نه روزها نه رنگ ها و نه خیابونهاهمه چیز میشه دلتنگی.

من الان این حسو دارم دلتنگم صنم خیلی دلتنگشم کاش هیچوقت کلمه ای به اسم خ*ی*ا*ن*ت بوجود نیمومد کاش هیچوقت کلمه ای به اسم عشق بوجود نمیومد من که گفتم به همتون گفتم که عشق وجود نداره اگرم وجود داشته باشه تهش بدبختیه تنهائیه تهش اون جائیه که ایدا الان ایستاده ولی چرا من چرا من باید بهای عشق ایدا رو بپردازم چرا من باید این دوری رو تحمل کنم.

نمیدونی چقدر سخته وقتی هربار تلفنت زنگ میخوره تو به این امید پاسخ میدی که پشت خط یه صدای اشنا بشنوی وقت ایفون به صدا درمیاد تو با این امید به سمتش میری که یه چهره ی اشنا توش ببینی.نمیدونی صنم نمیدونی چقدر سخته که شبا وقتی میخوابی دائما ارزو کنی کاش یه اشنا بیاد به خوابت شماها نمیدونین چقدر سخته هیچکدومتون منو نمیفهمین ولی من با همین دلتنگی منتظر میمونم تا روزی که برگرده حتی اگه اون روز اخرین روز عمرم باشه من منتظرش میمونم و قسم میخورم وقتی ببینمش تمام دردای دلمو توی روش بهش بگم بهش میگم نامرده بیمعرفته رفیق نیمه راهه همه ی اینا رو بهش میگم حتی بهش میگم که هیچوقت نمیبخشمش هیچوقت...ایدا منو شکست باورامو از بین برد خودمو جلوی خودم نابود کرد و زمین زد.غرورمو خورد کرد.

_هیس اروم باش هستی من که میدونم همه ی این حرفا رو داری بخاطر اینکه شاید کمی ارامش بدست بیاری میزنی به این فکر کن که ایدا چند ماه دیگه که برگرده سرحاله و این همون چیزیه که تو رو از ته دل خوشحال میکنه.لبخندی زدم دوست نداشتم شبشو خراب کنم با خوشحالی تصنعی گفتم:خوشحالی مهرداد داره ازدواج میکنه.

_هم اره هم نه اره به این خاطر که بالاخره سروسامون میگیره و از تنهایی در میاد نه هم برای اینکه ازم دور میشه.

_چرا مگه قراره کجا زندگی کنن؟_نه از اون لحاظ نمیگم در هرصورت مهرداد وقتی ازدواج کنه مثل قبل به فکر من نیست و این یه حقیقته.

_غمت نباشه خودم هرروز میام پیشت_عمرا یکی رو از سرم باز میکنم دومی خودشو میچسبونه بهم_بی ادب برای خودت گفتم_شوخی کردم راستی هستی تو برای عروسی مهرداد لباس تهیه کردی؟_نه هنوز وقت نکردم دوهفته کامل رفتم که بتونم هفته ی دیگه رو چند روزی مرخصی بگیرم که مثلا خودم استراحت کنم ولی این برنامه ی شمال شما همه چیو به هم ریخت حالا باید توی همین هفته برای خرید لباسم اقدام کنم._اشکال نداره هروقت خواستی بری به منم بگی که باهات بیام الانم پاشو بریم تو که ی خبر خوش در انتظارته_چه خبری؟_نه دیگه نمیشه باید بریم تو بعد...


romangram.com | @romangram_com