#گشت_ارشاد_پارت_284

امير :چرا چيزي شده ؟

شايسته با حالي که چندان تعريفي نداشت گفت:بابام سکته کرده

فقط زود برو

امير با سرعت رانندگي ميکرد و شايسته واقعا بي تاپ شده بود

درست بود که دل خوشي از حاجي نداشت ولي با همه ي اين مسائل پدرش بود و براش عزيز

امير جلوي در بيمارستان نگه داشت و شايسته خيلي سريع خودشو به سي سي يو رسوند

مادرش و شکوفه روي صندلي نشسته بودند و سرشون رو به ديوار تکيه داده بودند

شايسته با نگراني به سمت اونا دويد و جلوي صندلي دو زانو نشست و به چشماي مادرش با علامت سوال خيره شد

اب دهنشو با ترس قورت داد و گفت:چي شده مامان؟

محبوبه خانم با اشک بهش خيره شد و گفت:ابروش رو دارن ميبرن نتونست طاقت بياره قلبش نتونست دووم بياره

شايسته دستاي مادرش رو تو دست گرفت و ادامه داد و گفت:چي شده مامان بهم بگو

romangram.com | @romangram_com