#گشت_ارشاد_پارت_258

خدايا اگه بلايي سرش بياد من متلاشي ميشم

ميدونست امشب شب اول محرم بود و صداي عذاداري به گوشش ميرسيد

بغضش بزرگتر شد و با التماس بيشتري به اسمون خيره شد

و گفت:خدايا به حق حسينت دست خالي برم نگردون

تو همين حال بود که صداي سامان رو شنيد که با خوشحالي به طرفش ميومد و با شادي بلند داد زد

امير حسين بيا گوشيشو جواب داد





اشک امير شدت گرفت و شونه هاش هم ميلرزيد

بي محابا سجده شکري کرد و يا حسيني گفت و به سمت سامان دويد

پرنيان عزيزم منو واقعا هيجان زده کرد ازش يه دنيا ممنونم

romangram.com | @romangram_com