#گشت_ارشاد_پارت_237
صبح رها به گوشي شايسته اس ام اس داده بود که ميخواد بياد پيشش
شايسته هم وسايل پذيرايي رو به بهترين نحو اماده کرده بود و با پوشيدن لباس قشنگي و رسيدن به خودش منتظر اومدنش شد
رها از ماشين پياده شد و عينک افتابيشو برداشت و به نماي خونه نگاهي انداخت
خيلي دوست داشت زودتر خونشونو ببينه به همين خاطر زنگو فشار داد
شايسته هم با خوشرويي درو باز کرد و جلوي در انتظارشو کشيد
بعد احوال پرسي و روبوسي رها گل و شيريني رو به دست شايسته داد و روي مبل نشست و نگاهشو به خونه اندا
رها:چقدر خونتون قشنگ و با سليقه چيده شده
شايسته در حالي که چايي و شيريني رو اماده ميکرد گفت:ممنون نظر لطفته بيشترش سليقه ي امير حسينمه
رها فکش منقبض شد و اتيش انتقامش شعله ور تر دلش نميخواست شايسته اين طوري امير رو خطاب کنه
رها:بيا بشين دختر اومدم خودتو ببينم عکس هاي عروسيتم بيار ببينم
romangram.com | @romangram_com