#گشت_ارشاد_پارت_228
کاراش از حد معمولي هم بيشتر بود
سرس تکون داد و از خونه بيرون زد
شايسته با صداي تلفن از جاش پريد و نگاهي به ساعتش انداخت اي بابا چقدر خوابيده بود ساعت 10 بود
ميدونست امير حتما امروز زودتر مياد چون ديشب گشت بود
سريع از جاش بلند شد و جواب تلفن رو داد مادرش بود و گفت که خانواده ي ريحان جواب مثبت رو دادند و پنج شنبه ي هفته ي اينده مراسم عقدشون بود
شايسته با اخم تلفن رو قطع کرد و دلش به حال ريحان سوخت که گول ظاهر فرزين و خانوادشو خورده بود
بي خيال خانواده ش با خودش فکر کرد ناهار چي درست کنه
بالاخره تصميم گرفت قرمه سبزي درست کنه چون امير خيلي دوست داشت
غذاشو بار گذاشت و يه سر حمام رفت
تاپ و شلوارک صورتيشو پوشيد و موهاشو مرتب کرد و ارايش مليح صورتي هم کرد و منتظر اومدن امير شد که تلفن زنگ خورد
تلفن رو جواب داد نرگس خانم بود و براي شام شب دعوتشون کرد
romangram.com | @romangram_com