#گشت_ارشاد_پارت_225


شايسته:امير دستم درد گرفت خواهش ميکنم

امير:لعنت به من

شايسته رو ول کرد و به سمت اتاق پناه برد و شايسته فقط صداي مشت هاي سنگين امير رو که به ديوار ميکوبيد رو ميشنيد

با چشماي گريون خودشو به پشت در اتاق رسوند امير بايد اونو ميزد نه دست خودشو داغون ميکرد ولي تو ذات اين ادم دست بلند کردن رو زن گناه کبيره بود ميدونست ايراد از اونه

ميدونست بهش قول داده بود که طبق خواسته ي اون باشه

حالش از خودش بهم خورد از ازادي که امير بهش داده بود سوءاستفاده کرده بود

دستشو به در اتاق کشيد دلش اغوش امن امير رو ميخواست

و درو کوبيد و با التماس رو اسم امير رو صدا کرد

شايسته:امير حسين بيا بيرون باهم حرف بزنيم من غلط کردم خواهش ميکنم

امير اما مثل بچه کوچولو ها پشت در اتاق نشسته بود و سرشو روي پاش گذاشته بود ديگه واقعا کم اورده بود


romangram.com | @romangram_com