#گشت_ارشاد_پارت_219


شايسته به سمتش رفت و بعد از سلام و احوال پرسي و روبوسي گفت:شرمنده خيلي درگير کارام شده بودم

و براي نشون دادن موهاي بلندش که با رنگ عسلي زيبايي دو چنداني به چهره ش داد بود روسريشو از سرش در اورد و تکوني به موهاي بلندش داد

رها:اوه افرين خانم خانما چه خوشگل کردي موهاتو ؟ماشين هم که خريدي بابا چه کردي انقدر عوض شدي ؟

شايسته:خوب ديگه ادم عوض ميشه گلم

رها با شک نگاهش کرد و گفت:شوهر کردي کلک؟

شايسته خنده ي ريزي کرد و گفت:اره از کجا فهميدي؟

رها ناباورانه نگاهش کرد و گفت:داري دروغ ميگي ؟پس بالاخره دم به تله دادي شيطون و به سمتش اومد و بعد يه بوس گنده از گونه ي رها شروع به پرس و جو راجبع به شوهرش کرد

رها با دلشوره به حرفاش گوش ميداد نشوني هايي که ميداد خيلي شبيه امير حسين بود با ترس رو به شايسته گفت:حالا عکس اقاتونم داري ببينم ؟

شايسته با غرور کيف پولشو باز کرد و به سمت رها گرفت

رها نگاهش که به عکس امير افتاد احساس کرد خون توي بدنش يخ زد فشارش به صفر رسيد و زل زد به عکس


romangram.com | @romangram_com