#گشت_ارشاد_پارت_218

به سمت کمد لباساش رفت و مانتو سفيد و شلوار کتون کرمشو پوشيد

روسري ساتن کرمشو رو هم شل رو سرش انداخت

بي ترس و محابا از هيچ کسي ارايش نسبتا زيادي رو هم رو صورتش پياده کرد بالاخره عروس بود و اينو حق خودش ميدونست که خوش تيپ بيرون بره

کيف و کفش کرم ستش رو برداشت و از در خونه بيرون زد امير سوئيچ ماشين رو خونه گذاشته بود و خودش با سامان که دنبالش اومده بود رفت

شايسته سوار ماشين شد و خودشو به خونه ي رها رسوند

با شوق زنگ خونشو فشرد و صداي هميشه پر از عشوه ي رها تو گوشش پيچيد:جانم بفرماييد

شايسته:سلام رهايي منم شايسته باز کن درو

رها:سلام بي معرفت کجايي تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بيا بالا

شايسته سوئيچ ماشين رو تو دستش گرفت طوري که رها ببينتش انگار ميخواست عقده ي اين چند وقت حسرت خوردن به زندگي رها رو حسابي خالي کنه

رها جلوي در انتظارشو ميکشيد طبق معمول تاپ و شلوارکي تنش بود و موهاي هايلات شده رو رو شونه هاش ازاد ريخته بود

رها:سلام عوضي کجايي تو ميدوني چقدر به موبايلت زنگ زدم

romangram.com | @romangram_com