#گشت_ارشاد_پارت_213


ارام در گوشش گفت:اي شيطون رقص بلد بودي من خبر نداشتم؟

امير تاي ابروهاشو بالا داد و گفت:ميدونستي امشب خيلي جذاب شدي؟

شايسته:واي امير ترسناک حرف ميزني

امير :اوهوم منم جاي تو بودم ميترسيدم ميخوام يه لقمه ي چپت کنم

شايسته:امير حسين

امير خنده ي کوتاه کرد و گفت:جانم ملکه ي من

شب بي نظيري براي دوتاييشون بود و شايسته حالا ديگه از ته دل خوشحال بود که زور پدرش اين بار به نفعش تموم شده بود

اخر شب بعد يه ماشين سواري جانانه و دست فرمون فوق العاده ي امير به خونشون رسيدند

توي خونه ي عروس هم بساط رقص و اواز حسابي فراهم بود

خونه شون يه اپارتمان 84متري دو خواب بود که با سليقه ي جفتشون جهيزيه ي شايسته رو چيده بودند


romangram.com | @romangram_com