#گشت_ارشاد_پارت_212

امير حسين خودشو به شايسته رسوند و دستاي ظريفش رو تو دستش گرف

و بي توجه به حضور همه با اشتياق شنل شايسته رو بالا زد

انقدر حرکتش جالب و با نمک بود که از ديد فيلمبردار دور نمود از بقيه خواست که داخل برن و تا اون بتونه از همه ي عکس العمل امير فيلم بگيره

امير شنل شايسته رو بالا نگه داشته بود و مات چهره ش شده بود

چشماي دلرباي مشکيش درشت تر شده بود و لباي خوش فرمش بزرگ تر از قبل به نظر ميرسيد

با اين لباس و ارايش براي امير دقيقا حکم ملکه ي قلبش رو پيدا کرده بود لباي شايسته بد بهش چشمک ميزد خيلي خودشو کنترل کرد که جلوي فيلمبردار سوتي نده در عوض تمام عشق و علاقه شو با بوسيدن پيشوني شايسته بهش منتقل کرد

شايسته هم دست امير رو محکم فشرد و با کمکش به سمت ماشين رفتند

توي سالن شايسته از همه ي وقت ها بيشتر به حضور امير افتخار کرد از اينکه نگاهاي پر از حسرت دختر هاي فاميلشون رو ميديد

بالاخره امير و شايسته خواستند که باهم برقصند

حتي تصور رقصيدن امير براي شايسته خنده دار به نظر ميرسيد با شخصيت که ازش سراغ داشت اين کار غير ممکن ميدونست

ولي با شروع اهنگ از رقص هماهنگي که امير باهاش انجام ميداد شوک زده شد

romangram.com | @romangram_com