#گشت_ارشاد_پارت_205


به امير هم خبر داده بود برنامه ي امشب رو و قرار شده بود اونم ساعت 7 جلوي در خونه شون باشه

امير ساعت 6 خودشو به خونه ي حاجي رسوند انگار قلبش براي ديدن شايسته خيلي بي تاپ شده بود

شايسته هنوز متفکر توي اتاقش نشسته بود و فکر ميکرد که چه لباسي بپوشه که در اتاقش زده شد

شايسته ميدونست حتما ادم تازه اي بايد اومده باشه خونه چون در زده شده بود

شايسته:بله؟

امير حسين:اجازه هست خانم بيام داخل ؟

شايسته ذوق کرد و از ته دل امير رو تحسين کرد رفتار هاش واقعا تحسين بر انگيز بود با اين که توي اين اتاق زنش بود و محرم ترين فرد به اون بود بازم اجازه ميگرفت

شايسته:اره اقا بفرماييد

امير وارد اتاقش شد و به شايسته دست داد و روي تختش نشست

شايسته خيره به همسرش نگاه کرد واقعا خوشتيپ شده بود کت و شلوار سورمه اي و بوليز سفيدي تنش بود موهاي خوش حالتش طبق فرم هميشگي روي صورتش ريخته بود و با چشماي پر ابهت و مردونش اتاق شايسته رو زيرو رو ميکرد


romangram.com | @romangram_com