#گشت_ارشاد_پارت_201


شايسته ارايششو پاک کرد و مانتو جديدش رو پوشيد بقاياي مانتوي قبليش رو هم بيرون توي سطل زباله ي شهرداري انداختند و به سمت خونه ي شايسته اينا رفتند

امير قرار بود بره سر کار و شب کار بمونه

شايسته رو جلوي در خونه پياده کرد و هردوشون خوشحال از روز خوبي که باهم داشتند گرم خداحافظي کردند

و دلگير و دلتنگ از جدايي شايسته به سمت خونشون رفت و وقتي که داخل رفت خيال امير هم راحت شد و به سمت اداره حرکت کرد

*******************8

گذشته

رها با شنيدن صداي زنگ با همون سر و وضع به سمت در حمله کرد ميدونست که اميره تو اين چند وقت امير يه بارم پا تو خونه ش نگذاشته بود

درو باز کرد و امير رو پشت در ديد

رها:سلام جناب سروان بفرماييد داخل

امير:نه مرسي کاري داشتي زنگ زدي؟


romangram.com | @romangram_com