#گشت_ارشاد_پارت_197
شايسته هم در برابر تعظيم کوتاهي کرد و گفت :با کمال ميل قربان
امير با خنده به سمت حمام رفت و با خودش در باره ي شخصيت ضد زورگويي شايسته فکر ميکرد و از ته دل تحسينش کرد
شايسته از توي کيف لوازم ارايشش وسايلاشو برداشت و به سمت اشپزخونه رفت
زير کتري رو روشن کرد و ارايش زيباي و غليظي رو روي صورتش پياده کرد
با رضايت نگاهي به چهره ي خودش توي ايينه انداخت
چشماي مشکيش درشت تر به نظر ميرسيد و لباي قلوه ايش با اين رژ صورتي بيشتر به چشم ميومدند
موهاي بلندش رو دم اسبي بست و چايي رو دم کرد
تو همين حال امير هم از حمام بيرون اومد
بوليز و شلوار اسپرتي تنش بود و موهاي لختش خيس روي صورتش ريخته بود و جذابيتش رو چند برابر کرده بود
با ديدن شايسته خيره و بي وقفه نگاهش کرد و با خودش فکر ميکرد اين دختر امروز قصد ديوونه کردنش رو داره و چهره ي جذاب شايسته و روحيات فوق العاده ش براي امير اونو تبديل به الهه ي زندگيش کرده بود
romangram.com | @romangram_com