#گشت_ارشاد_پارت_161
امير:باشه بحث نميکنم ولي دلم ميخواد دفعه ي بعد که باهم اومديم بيرن به شرايطي که ازت خواستم عمل کني
شايسته ديگه حوصله ي بحث با امير رو نداشت ولي در اصل نميدونست بايد جواب سوال منطقي امير رو چي بده؟
امير هم ساکت و اروم ولي با اعصاب داغون ضبطشو روشن کرد و تصميم گرفت سکوت کنه دلش نميخواست اول کاري تند بره ميخواست بيشتر با رفتارش به شايسته حرفش رو برسونه تا با سخراني هاي بي سر و ته
جلوي سينما نگه داشت و دوتايي فيلم مورد نظر شايسته رو ديدن
و بعد از سينما براي شام بيرون رفتند
شايسته دستش رو شست و روي ميز کنار امير نشست از صورت درهم امير ترسيد و روسريش رو کاملا جلو کشيد و محکم گره زد
امير سعي کرد به اعصاب خودش مسلط باشه و امشب رو زهر خودش و شايسته نکنه
امير:چي ميخوري خانوم؟
شايسته :من پيتزا مخصوص ميخورم با نوشابه ي مشکي
امير سري تکون داد و به سمت صندوق براي سفارش غذا رفت
romangram.com | @romangram_com