#گشت_ارشاد_پارت_159
شايسته:بگو چي هست؟
امير:اول اينکه يه کوچولو ارايشتو کم تر بکني دوم اينکه چادرتو در بياري
شايسته با چشماي گرد شده با حيرت رو به امير کرد و گفت:يعني چادر سرم نکنم؟تو گير نميدي؟
امير زهر خندي زد و گفت:نه خانم حجابت درست باشه نيازي به چادر نيست عزيزم چادر حرمت داره هر وقت احساس کردي دوستش داري بپوش با خواست خودت نه اجبار من و ديگران اوکي؟
شايسته با گيجي جواب داد:باشه
امير با لحني اروم گفت:فقط بار ديگه انقدر مانتو تنگ تنت نکن به نظرم خيلي جلب توجه داره
شايسته که تازه به خودش اومده بود دوباره سرکش شد و خواست از خودش و جنسيتش که هميشه زير سايه ي هوس مرد ها در حال عذاب کشيده شدن بود دفاع کنه و رو به امير حسين با تاي ابروهاي بالا داده گفت:جلب توجه داره که داره به من چه؟بقيه خودشون و چشمشون رو جمع کنن
امير رو حرفش دقيق شد و گفت :منظورت رو نميفهمم؟
romangram.com | @romangram_com