#گندم_پارت_453

-اسم من ثریاس اینجابهم می گن شادی من ازبابای معتادم فرار کردم

-منم پانته آ هستم اسم اصلی م انقدر قدیمیه که فقط می شه توحفاریا روسنگ قبرا پیداش کردمنم به خاطر اینکه پدرومادرم نمی خواستن بذارن ادامه تحصیل بدم ازخونه فرار کردم!یعنی وقتی فهمیدن یکی رودوست دارم ومی خوام فقط بااون ازدواج کنم حتی دیگه نذاشتن مدرسه برم که نکنه توراه مدرسه اونو ببینم!

یه نگاه بهشون کردم وگفتم:

-الان دیگه مشکل تون حل شده؟

میترا-نه هزار تا مشکل دیگه م پیداکردیم!

اروم گفتم:

-بیماری گفتین؟

همگی شونه هاشونو بالا انداختن که مرجان گفت:

-من اعتیاد دارم هروئین!

پانته آ-تریاک

ترانه-همون وامونده که مرجان گفت

شادی-درحال حاضر تریاک

گارسن نسکافه م رواورد واروم درگوش شادی یه چیزی گفت وشادی به میترا نگاه کردوگفت:

-بنگاه داره اومده چیکار کنم؟برم؟


romangram.com | @romangram_com