#گندم_پارت_427
نصرت حرکت کرد وهمونجور گفت:
-اختیاردارین چه زحمتی؟ماشین که جاداره خب باهم می ریم دیگه!
حکمت-اخه جای ماراحته اما جای دوستات بده!
همگی زدیم زیر خنده که حکمت گفت:
-من می بینم!شماناراحتین!
کامیار-نه!اصلا!فقط این دنده چهارش یه جای بد ادم می خوره!
همگی زدیم زیر خنده!
کامیار-نصرت جون توام وقت گیر اوردی وهی باچاهار می ری؟بزن سه وامونده رو!چه چاهار پرقدرت نفوذ پذیری م داره!غفلت کنی سرازچه جاها که درنمی اره!
همه زدیم زیر خنده که نصرت گفت:
-خب منزل کجاس؟
یکی ازدوستای حکت گفت:
-فعلا خونه نمی ریم اول می ریم یه ساندویچ فروشی بعدمی ریم خونه!
کامیار-ساندویچ چیه؟دانشجوئی که داره درس می خونه نباید ساندویچ بخوره که!بریم نصرت جون!!بنداز توپارک وی تابهت بگم!
حکمت-اخه دیگه زحمت زیادی می شه!
romangram.com | @romangram_com