#گندم_پارت_406
کامیار-خب الحمدالله!
پسره-ببخشین شما؟
کامیار-ماهام سالمیم شکرخدا.یه نفسی می کشیم خداسلامتی رو ازهیچکس نگیره!
پسره خندیدوگفت:
-ببخشین!سوء تفاهم شد!من به مفهوم کلمه سالم نیستم!اسم من سالمه!
کامیار-اسم شما سالمه؟
پسره-بله!فرزاد سالم.
کامیار-اهان!که اینطور!پس شد تاحالا دوتاسوتی!
من وپسره زدیم زیر خنده که کامیار گفت:
-خب حالا که شما بااین سرعت وبه این زودی سالم رسیدین اینجا،زودتر بیاین تو واین کادیلاک تونم بیارین توتا اتفاقی نیفتاده!
تاپسره رفت که موتورش روبیاره تو کامیار اروم به من گفت:
-پس بگو این کاملیا ورپریده چرااسم اینو به من نمی گفت!
-یواش!می شنوه!
پسسره اون نامه هاوکاغذاش روگذاشت روموتور وتااومد جک موتور روبخوابونه موتور یه وری شد وکاغذاش افتاد پائین!اومد کاغذارو بگیره که موتور چپ شد زمین!اومد موتور روبگیره که موتور ازاین طرف چپ شدوافتاد روپاش!من وکامیار دوئیدیم جلو وتولحظه اخر موتور رو گرفتیم وکمک کردیم که پسره ازجاش بلند بشه وتابلند شد کامیار گفت:
romangram.com | @romangram_com