#گندم_پارت_377
کامیار-ای گندم ذلیل مرده!الهی تموم اون دونه هاتو کلاغ تک بزنه وبخوره!الهی افت بهت بزنه!ازدست توخونه خراب شدم!
یه مرتبه شروع کرد به دادزدن وگفت:
-دختره ورپریده وردار اون موبایل صاحب مرده منو بیار!تموم مشتریامو ازدست دادم آخه!
یه خرده صبر کرد وبعد گفت:
-حق داری بخندی!
بعد نمی دونم گندم چی گفت که کامیار هول شد وتند تند شروع کرد به حرف زدن!
کامیار-کی؟من؟به جون تو به جون سامان به جون بابام اگه یه همچین منظوری داشته باشم!برن گم شن اون دوستای یبس بی ریختت!فقط بلدن عین ماست واستن وبه ادم نگاه کنن!اولا چشم ندارم هیچ کدومشونو ببینم!دخترم انقدر بی حال؟صد رحمت به هوای شهر تهران!حداقل ادم توش دوتا نفس می کشه چهارتا سرفه می کنه!اینا که باهاشون حرف می زنی فقط می خندن!بابایه تحرکی!عکس العمل بجایی!واکنش مثبتی!
نمی دونم گندم چی بهش گفت که یه مرتبه گل ازگلش شکفت وگفت:
-جون من؟کدوم شون؟
بازم گوش کرد وگفت:
-خدا هرسه تا شونو ببخشه به من!یعنی به پدر ومادرشون ببخشه!شماره شونو بده ببینم!
تااینو گفت تلفن روازدستش گرفتم که دیدم گندم غش کرده ازخنده بهش گفتم:
می خوای بامن حرف بزنی؟
گندم-آره!
romangram.com | @romangram_com