#گندم_پارت_360
((خنده از رو لب یداله خان رفت و دیگه چیزی نگفت تا رسیدیم جلو باغ وپیاده شدیم و کامیار خواست پول تاکسی رو حساب کنه که یداله خان گفت))
-قبلا حساب شده !
کامیار-ببینم ،ما حواسمون پرت بود،جیب مونو زدی و خودت کرایه رو حساب کردی؟
یداله خان-دست شما دردنکنه!
کامیار-آخه ما که حساب نکردیم کرایه رو!
یداله خان-میترا خانم خودش حساب می کنه!
کامیار-ماازاین حسابا باکسی نداریم برادر!درثانی اون بدبخت ازکجا آورده که پول کرایه مارو هم بده؟
یداله خان-نقد نمی ده خورده خورده بهم ممی ده!خیلی لوطی یه!
کامیاربرگشت یه نگاهی به من کرد وبعد دست کرد جیبش وسه هزار تومن درآورد گذاشت روداشپورت ماشین وگفت:
-بفرمائین یداله خان اگرم توراه بدخلقی کردم حلال کن که عصبانی بودم!
یداله خان-آخه میترا خانم ازما دلخور میشه!
کامیار-دیدمش بهش می گم که ما به زور به شما پول دادیم!به سلامت!
اینو گفت ودرماشین روبست ویداله خان م گاز داد ورفت وقتی تنها شدیم بهش گفتم:
-عجب دختر عجیبی یه ها!
romangram.com | @romangram_com