#گندم_پارت_345
-تعجب کردین؟
کامیار-فروختش یعنی چی؟
نصرت-اونو فروخت وخرج بقیه کرد!
کامیار-به کی فروخت؟
نصرت-به یه آدم پولدار یه اشنایی داشتیم برامون جورش کرد!یعنی دور و وری آ هی می اومدن ودرگوش بابام ویزویز می کردن که یکی ازبچه هاتو اجاره بده!
کامیار-مگه نوار ویدئوئه که اجاره ش بدین؟
نصرت زد زیر خنده وگفت:
-توطبقه ماها این چیزا زیاده!بچه ها رو اجاره می دن!واسه گدایی دزدی،خرید وفروش دوا!این ورواون ور کردن دوا
-دوا همون مواد مخدره دیگه!
نصرت-ادیبانه ش آره!
-یعنی بچه هاشونو اجاره میدن برای این جور کارا؟
نصرت-اگه بهم چپ چپ واونجوری نگاه نمی کنی آره!
کامیار-پدر توام اینکارو کرد؟
نصرت-نه خدابیامرز!یه آشنایی داشتیم که برای یه زن وشوهر پولدار که بچه دار نمی شدن دنبال یه بچه کوچیک می گشت!بالاخره م بابامو راضی کرد که عزت رو بفروشه به اونا!اونم بعد ازیه مدت،دیگه نتونست طاقت گشنگی مارو بیاره وفروختش!
romangram.com | @romangram_com