#گندم_پارت_341
نصرت-تعارف نکن بگو!
-شما خودت چی فکر می کنی؟
نصرت-تومی دونی من بی سوادم؟
-اختیار دارین!
نصرت-نه جدی می گم!
-چی بگم آخه؟
نصرت-مرد حسابی،رفیق من،آخه چی به تو بگم؟منی که اینجا جلوروت نشستم لیسانس دارم!16سال تواین مملکت درس خوندم!
من وکامیار یه نگاه به همدیگه کردیم که کامیار گفت:
-جون من راست می گی؟
نصرت-به جون تو!اوناهاش!برووردار ببین!توچمدونه!میترا!ورش دار بیار اینا ببینن!
برگشتیم به میترا نگاه کردیم که گفت:
-لیسانس داره لیسانس شیمی!
کامیار-تولیسانس شیمی داری واینجایی؟
درکتری صداکرد ونصرت با دست ورش داشت وانداخت روزمین وهمونجور که داشت بسته چایی روور می داشت گفت:
romangram.com | @romangram_com