#گندم_پارت_340
-الان یه چایی بهتون می دم که حظ کنین!
کامیار-چائی ش چیه؟چین اول برگ چناره؟
نصرت خندیدوگفت:
-بیا بشین!چیز بد بهت نمی دم!
چهارتایی رفتیم بغل چراغ فیتیله ای نشستیم که نصرت چهار تادونه سیگار ازتو بسته دراورد وروشن کرد ویکی یه دونه داد دست ما وگفت:
-جامعه یعنی یه مشت آدم که باهمدیگه یه جا زندگی می کنن!درودیوار که جامعه نیس!آدماش جامعه ن!حالا این آدما هرجوری که باشن جامعه شونم همونجوری شکل می گیره!متمدن،وحشی باسواد،بی سواد!
-اینا همه ازفقر فر هنگی یه!
نصرت-چی می گی آقا سامان؟فقر فرهنگی کدومه؟
-اگه آدما فرهنگ درست داشته باشن که سقوط نمی کنن!
خنده ازرو لبش رفت ویه نگاه به من کرد وگفت:
-شما فکر می کنی که اینا ازنداشتن فرهنگ به این روز افتادن؟
-حتما!
نصرت-من چی؟من چرااینجام؟من چرابه این روز افتادم؟
سرمو انداختم پائین وهیچی نگفتم!
romangram.com | @romangram_com