#گندم_پارت_331
کامیار-باید تزمون رو بنویسیم!یه زندگی جتماعی عجیب!
میترا-مثل زندگی نصرت!شایدم خود من!
یه خرده ساکت شد من وکامیارم هیچی نگفتیم وسیگارمون روکشیدیم که گفت:
-وضع مالی تون خوبه مگه نه؟
کامیار-اگه منظورت به اون فندک طلاس اونو یه نفر کادو بهش داده!
میترا-نه کلا میگم!
کامیار-وضع مون بد نیس!
میترا-ازدواج کردین؟
کامیار-نه
میترا-خیلی فضولی می کنم نه!؟
کامیار-کنجکاوی!کلمه کنجکاوی بهتره شما چی؟ازدواج کردین؟
میترا-نه دیپلمم روکه گرفتم دیگه ازخونه زدم بیرون!
کامیار-خونواده تون چی؟
میترا-قیدمو زدن!گفتن اصلا ما یه همچین دختری نداریم!
romangram.com | @romangram_com