#گندم_پارت_297

یارونگاه به رجب خان کردوبعد بلند ومحکم گفت:

-نعم

کامیار-اِوا زهرمار!چرادا دمیزنی بند دلم پاره شد؟مثل آدم بگو نعم!

دوباره مردم خندیدن که یارو آروم گفت:

-نعم

کامیار-ببینم اومدی خواستگاری من؟

-نعم

کامیار-اگه من زنت بشم منو می بری دبی کنسرت این خواننده ها؟

یه مرتبه مردم بلند شدن وشروع کردن به کف زدن یارو بیچاره که نمی دونست چی باید بگه گفت:

-نعم!

کامیاریه عشوه دیگه اومد وگفت:

-ببینم توکه بااین دخترا سر وسری نداری؟

یارو بیچاره اصلا این چیزا تونقشش نبود!داشت بدبخت ازخودش دیگه می گفت یه نگاه به رجب خان می کرد ویه چیزی به کامیار می گفت:

-کدام دختران بانوی زیبا؟


romangram.com | @romangram_com