#گندم_پارت_280

کامیار-من تور موری نیستم!می خواین بی حجاب برم بسم اله!بده به من اون کلاه گیس روببینم موهاش چه رنگی یه؟

من همونجوریمات فقط به کامیار نگاه کردم که نصرت تند یه کلاه گیس روکه موهای سیاه داشت داددست کامیار!

کامیار-این چرا موهاش سیاهه؟من بلوند دوست دارم!ندارین دیگه!

-کامیار!چیکارداری می کنی؟

کامیار-می خوام گریم کنم!

-چی کارکنی؟؟؟؟؟؟؟

کامیار-گریم بابا!گریم!توام بدو لباس بپوش آقاقربونت یه نیزه خوب بده دست این فامیل ما!

بعد کلاه گیس روگذاشت روسرش ورفت جلوآینه ویه دستی به موهای کلاه گیس کشید وگفت:

-رجب خان این کلاه گیس تون مال چه دوره ایه؟قاجار؟الان دیگه رنگ موی خانمها همه های لایته!چه کبره ای م بسته موها؟بابایه خرده شامپوبریزین رواین کلاه گیس ویه چنگی بهش بزنین بوگند گرفته!

بعد برگشت به نصرت گفت:

-گل سری چیزی ندارین؟

نصرت-یه نیم تاج میذاریم سرت!

کامیار-حالا خوبه صورتم روسه تیغه کردم آ!اصلا امروز انگار به دلم برات شده بود که باید برم روصحنه!

کشیدمش کنار وبهش گفتم:


romangram.com | @romangram_com