#گندم_پارت_277
-اگه پیداشون نشه چه خاکی توسرم کنم؟جواب مردم روچی بدم؟جواب صاحب تئاتر روچی بدم؟
پسره که خودش حسابی کوک بود گفت:
-حالا شماانقدرخودتو ناراحت نکن رجب خان!بالاخره جور میشه دیگه!
رجب خان-چی جور میشه؟ازروهوا هنرپیشه واسم می باره؟دارم بهت می گم نصرت اگه اینا امشب پیداشون نشه ونمایش خراب بشه ازفرداشب خودتم این طرفا آفتابی نشو!والسلام!
نصرت-آخه آدم شمام که نیومده!
رجب خان-اگه آدم من نیومده کنترل چی تئاتر رو گذاشتم جاش نقش اونم که یه ربع بیشترنیس!مردم روکه بشونه روصندلی هاشون ومی آد لباس می پوشه!اون دوتا روچیکارکنیم؟
نصرت رفت توفکر که رجب خان که گریمش ولباس پوشیدنش تموم شده بود بهش گفت:
-این دوتا رفیقاتن؟
نصرت-نه،یعنی آره!
رجب خان-بالاخره اره یانه؟
نصرت-آره باباآره
رجب-خوب لباس تن شون کن بفرست شون تودیگه!یه چرخ بزنن نمایش تمومه!
نصرت-آخه اینا...!
رجب خان نذاشت حرفش تموم بشه وگفت:
romangram.com | @romangram_com