#گندم_پارت_274

-اگه یه بار دیگه بزنی ش بامن طرفی!

دوباره همونجور که می اومد طرف من گفت:

-اول خودتو می زنم که دیگه بلبل زبونی یادت بره!

تادوقدم ورداشت که کامیاربهش گفت:

-اگه دستت رواین بلند بشه به بابا ننه ت سفارش کن که یه بچه دیگه واسه خودشون درست کنن که عصای پیری شون باشه!

اینوکه کامیارگفت یارو واستاد ویه لحظه به کامیار نگاه کرد وبعد برگشت طرف پسره وگفت:

-یاهمین الان بقیه حسابت رومیدی یایه آبروریزی ازت بکنم که ازاین جابندازنت بیرون!

پسره فقط نگاهش کرد که یاروگفت:

-میدی یانه؟

پسره-من که پول ندارم آخرش م اینه که ازاینجابیرونم کنن!اما می خوام ببینم به اینم می گن مردونگی؟

یاروگفت:

-زرزرنکن!پول نداری،بروازرفقات قرض بگیر!

پسره-اونام وضع شون ازمن خرابتره!

کامیار-حسابش چه قدره؟


romangram.com | @romangram_com