#گندم_پارت_273
پسره باالتماس گفت:
-به مولا اگه الان یه قرون داشته باشم!تاآخرنمایش صبرکنین یه خرده ش روبهتون میدم وتاآخرهفته بقیه ش روصاف می کنیم!
تااینوگفت یکی ازمردایقه ش روگرفت ویه چک زد توگوشش وگفت:
-نانجیب،بهت می گم وقت نداری دیگه یاهمین الآن جنس روبده یاپولش رو!
پسره-به جون هرسه تامون الآن پول ندارم!
یارو یه چک دیگه زد توصورتش وگفت:
-پول ت می کنم الآن!جنساروبه کی فروختی؟
پسره-واله دادم به چندنفر امروز فردام پولش رومی گیرم!
دست یارو رفت بالا که یکی دیگه بزنه که پسره دستاشو گرفت جلوصورتش وباحالت گریه گفت:
-نزن تروخداآقاسید!می دونم گردن کلفتی وپهلوون!منم که دیگه زدن ندارم!سروصورتم زخمی می شه نمی تونم برم روصحنه اون وقت این چندر غازم نمی تونم بهتون بدم!
من یه مرتبه حالم بد شد وبه یارو گفتم:
-واسه چی می زنی ش؟مگه مملکت قانون نداره؟
تااینوگفتم یارو یه صدایی ازدهنش درآورد وگفت:
-به توچه جوجو؟
romangram.com | @romangram_com